سلام من عسلم امیدوارم که ازاینجا خوشتون بیاد اگه شماهم مطلبی قشنگ دارید خوش حال میشم واسم بذارید نظریادتون نره
باران که میبارددلم برات تنگ ترمیشه...راه میافتم...بدون چتر...من بغض میکنم...اسمان گریه
سفرازفاصله ی دورحکایت دارد/خسته با رفتن احساس رفاقت دارد/چه صمیمانهبه درگاه خدا میگویم/که دل از دوری دوست شکایت دارد
خوش به حال اسمون که هروقت دلش بگیره بی بهونه می باره و می باره و...اینقدرمیباره تا ابی شه...افتابی شه..کاش..ای کاش میشدمثل اسمون بود.کاش میشدوقتی دلت گرفت اونقدربباری تا بالاخره افتابی شی...بعدش هم انگارکهنه انگار بارشی بوده...ای کاش.
انسوی دلتنگی ها هیشه خداییست که داشتنش جبران همه ی نداشته هاست
فقطخدا
برچسب:
نویسنده: عسل